سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

164

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

تحت رهبرى ابو سفيان ، پدر معاويه ، آخرين كوششهاى متحد شده را براى درهم كوبيدن مدينه كرد ) . پس پيگيرى از راه باطل را فروگذار و همچون ديگر مردم ، به بيعت من درآ ، چه تو خود مىدانى كه من به كار خلافت از تو شايسته‌ترم . از خدا بپرهيز و طغيان و سركشى را فروگذار و خون مسلمانان را مريز به خدا سوگند كه بيش ازين مظلمهء خون مردم را با خود به پيشگاه الهى بردن ، به خير تو نيست . » ( 17 ) پاسخ مفصل معاويه به حسن ( ع ) ، بسيار جالب است ، بخصوص كه او از همان استدلالى كه عمر بن الخطاب در مقابل على ( ع ) اقامه كرد ، استفاده مىكند . در نامه‌اى كه وى به حسن ( ع ) مىنويسد ، چنين استدلال مىكند : « اما آنچه دربارهء فضيلت و امتيازات پيامبر گفتى ، او واقعا در ميان همه مردم قبل و بعد از خودش ، گذشته و حال ، پير و جوان ، متعاليترين فرد بود . حقيقتا خداوند محمد ( ص ) را براى ابلاغ پيامش برگزيد و از جانب او بود كه ما هدايت يافتيم ، از فنا حفظ شديم و از تاريكى و خطا رهايى يافتيم . رحلت پيامبر و جدالى را كه در ميان مسلمانان آن زمان ( بر سر جانشينى او ) رخ داد ، ذكر كرده‌اى و در آن به وضوح ، اتهاماتى را عليه ابو بكر ، عمر و ابو عبيده و عليه مردان پرهيزگارى از انصار و مهاجرين وارد مىكنى . من از اين اتهام بر عليه مردمى كه اعمالشان از نظر ما و ديگران دور از هر گونه شك و ترديد و سرزنش است ، منزجر هستم . در جامعهء اسلامى ، پس از رحلت پيامبر دربارهء مسأله رهبرى و جانشينى آن حضرت مخالفتهايى وجود داشت ، امّا مردم نسبت به امتيازات خاندان شما ، سابقه و خويشاوندى شما به پيامبر و مقام والاى شما در اسلام و امتيازات آنان جاهل و ناآگاه نبودند . ولى آنها مىديدند كه بهتر است امر ( خلافت ) در ميان قريش باشد و بنابراين ابو بكر را برگزيدند . اين مطلبى بود كه مردم در جوانب آن فكر كردند و آن را بهترين چيز براى جامعه دانستند . از من مىخواهى كه با صلح و صفا همراه شده و تسليم شوم . ولى موقعيّت امروز مربوط به تو و من ، درست مانند آن چيزى است كه بين خاندان تو و ابو بكر بعد از رحلت پيامبر رخ داد . اگر معتقد بودم كه تو درك بهترى از مسائل مردم بيشتر از من دارى و در حفظ اموال مسلمانان و دفع دشمن بهتر از من هستى ، آنچه را كه گفته بودى انجام مىدادم . و من دوره طولانىترى از حكمرانى دارم ( احتمالا اشاره به دوران امارتش است ) و مجرّب‌تر هستم ، در سياست بهترم و از نظر سن هم از تو مسن‌ترم . بنابراين ، برايت بهتر است كه بر خواهشى كه كرده‌اى